الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : فخر الدين حجازى )
42
حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي )
صيغه عقد ، از خدا براى آنها روابطى نيكو و فرزندانى شايسته در خواست كرد . ( 1 ) پس فرمود كه براى مدعوين جشن عروسى ، ظرفهاى پر از خرما را پيش گرفتند و فرمود تناول كنيد و حاضرين از آن خرما كام خويش را شيرين كردند « 25 » و پس از تناول پراكنده گرديدند درحالىكه براى عروس و داماد خوشبختى و مباركى و فرزندان پاك از خداى ميخواستند . چون شب زفاف فرا رسيد رسول خداى « ام سلمه » را فرمود كه به خانه على رود و به او آگهى دهد كه به آنجا خواهد رفت . « ام سلمه » با دستهاى از زنان كه بانوان حريم نبوت در پيشاپيش آنها حركت ميكردند ، فاطمه را بحجله زفاف بردند و در خانه على جاى دادند و چون پيامبر نماز عشاء بگزارد و از پذيرائى مدعوين بپرداخت ، « 26 » بخانهء على ( ع ) رفت .
--> دهم و شما را گواه ميگيرم كه فاطمه را بعلى دادم بصداق چهار صد مثقال نقره و من به اين دستور پايدار و فرمان استوار خشنودم . خداوند خاندان آنان را فراهم آورد و و بايشان بركت بخشد و دودمانشان را پاكيزه گردانيده و نژادشان را كليدهاى رحمت كانهاى حكمت و پناهگاه امت قرار دهد . من اين گفتار را گفتم و از خداوند براى خودم و آنها طلب آمرزش ميكنم . در اين جريان امام على ( ع ) حضور نداشت و براى انجام كارى بيرون رفته بود و چون خطبه عقد بپايان رسيد ، وارد شد . چون پيغمبر او را ديد تبسمى كرد و فرمود : اى على ! خداوند به من فرمان داد كه فاطمه را به همسرى تو دهم و من او را به چهار صد مثقال نقره به ازدواج تو در آوردم . على عرضه داشت : اى رسول خدا به آنچه تو كردى راضى هستم و سر به زمين نهاد و سجده شكر بجاى گذاشت و چون سر برداشت ، پيغمبر فرمود : بركت خداى بر شما باد . پروردگار كوشش شما را بسعادت رساند و دودمانى پاك و فراوان بشما بخشايد . ( 25 ) - ذخائر العقبى ، ص 30 . ( 26 ) - در طبقات ابن سعد ، جلد 8 ، ص 13 آمده است كه رسول خدا فرمود : در